عبد الحي حبيبى

618

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

طرز زندگانى و رسوم و قيافت مردم در عصر حلول اسلام سرزمين افغانستان يك كشور ملوك طوايف و از روى سياست غير متمركز بود ، ملوك محلى در هر جا باستقلال حكم ميراندند ، و اختلاف اديان و كيش‌ها مانند بودايى و زردشتى و آفتاب‌پرستى و برهمنى و غيره نيز بشدت حكمفرما بود ، بنابرين در طرز زندگانى و رسوم و اوضاع اجتماعى نيز اختلاف و تنوع فراوان به نظر مىرسيد . در قسمت شرقى مملكت كه بقاياى مبادى زندگانى مردم بودايى و يا كيش‌هاى مقامى ديگر موجود بود ، طبعا رسوم و عادات و اوضاع مردم با بودائيان و برهمنيان هندى تشابهى داشت ، و هيون تسنگ گويد : كه لباس ايشان برش و طرز خاصى ندارد ، و زنان مويهاى خود را در فرق سر يك گره كوچك زده و باقى آن را فروميگذارند ، و برخى مردمان بروتها را هم ميتراشند ، و كلاه و حمايل گلدار و شال گردن مرصع را استعمال ميكنند ، تزيينات متعدد دارند ، و با كره و گردن‌بند خود را مىآرايند ، و گوشها را سوراخ مينمايند ، و موى را گره ميزنند . بينىهاى خوب و چشمان كلان دارند ، دندانها را رنگ سرخ يا سياه ميدهند ، و بعد از طعام دندان را با چوب بيد پاك ميكنند ، و دست و دهان خود را مىشويند ، و گاهى در هنگام اداى عبادت ، عطر صندل و غيره را هم استعمال كنند و غسل نمايند ، و ظروف طلا و نقره و مس و آهن دارند ، كه آن را بعد از خوردن غذا سخت مىشويند ، اگر ظرف چوبى و يا گلى را استعمال كنند ، آن را بعد از غذا نابود سازند . و پس خورده را نخورند ، و پيش از نان هم خود را شويند . « 1 »

--> ( 1 ) - سى - يو - كى كتاب دوم 134